الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
566
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
اين احتمال در معنى جمله بالا نيز وجود دارد كه منظور از شناختن قدر خويش آن است كه انسان فراموش نكند كه تنها اين جسم و مادّه نيست تا خود را با امور بىارزش يا كم ارزش مادّى مبادله كند ! او گوهر گرانبهايى دارد كه از عالم بالا و جهان ديگر است ، او نمايندهء خدا در زمين و « خليفة اللّه فى ارضه » مىباشد ، او مرغ باغ ملكوت است و نه از عالم خاك ، هر چند براى چند روز در قفس بدن به خاطر كسب كمال جاى گرفته است . بنا بر اين عالم و دانشمند واقعى كسى است كه اين قدر و منزلت را بشناسد و موهبت لباس كرّمنا را كه خدا بر قامت او پوشانده است ارج نهد و جاهل و بىخبر كسى است كه اين مقام و الا را ناديده بگيرد و در پرتگاه شهوات و هواى نفس سقوط كند ! ولى با توجه به جملهء « من اقتصر على قدره كان ابقى له » و همچنين جملهء معروفى كه در افواه دانشمندان به صورت يك برداشت از اين احاديث شهرت يافته كه مىگويد : « العالم من عرف قدره و لم يتجاوز حدّه ، عالم ( يا عاقل ) كسى است كه قدر خود را بداند و از حدّ خويش تجاوز نكند ! » معنى اول مناسبتر به نظر مىرسد . توجّه به محتواى خطبه كه ناظر به ماجراهايى مانند ماجراى « طلحه و زبير » و توقّعات بىجاى آنهاست نيز مؤيّد همين تفسير است . 2 - اعتدال ، صراط مستقيم الهى است يك نگاه به جهان آفرينش نشان مىدهد كه مسألهء اعتدال و تعادل در ميان نيروها ، اصل اساسى بقاى اين جهان است . منظومههاى عظيم آسمان را تعادل قوّهء جاذبه و دافعه نگه مىدارد كه اگر يكى از اين دو بر ديگرى پيشى گيرد يا چنان متلاشى و از هم دور مىشوند كه اثرى از آنها باقى نمىماند و يا چنان نزديك شده و با هم تصادم مىكنند كه سبب انفجار و نابودى آنها مىشود .